در کدام آیهی قرآن، شناسایی شیطان به عهدهی رئیس سابق ستاد انتخابات کشور و وزیر علوم گذاشته شده است؟وقتی وزیر علوم شیطان را کشف میکند
مریم کیانی، روزنامهی نیمنما
مریم کیانی، روزنامهی نیمنما
اظهارنظر درباره متافیزیک از سوی مسولان دولتی نظام جمهوری اسلامی البته موضوع تازهای نیست؛ اما اخیرا آقایان در هر مراسم و گردهماییای شروع به ارائه نظرات خود دربارهی خدا و روح و شیطان و آخرت میکنند. این مساله، بهویژه در دولت احمدیتژاد تبدیل به رویه شده است که مقامات مسئول به جای پرداختن به موضوعات مربوط به دایرهی وظایف خود، به صحرای محشر بزنند و دربارهی مسائل ماورایی، به طرح ایدههایی بدیع و ابتکاری بپردازند.
هنوز از اظهارات "ذوقی" رحیم مشایی دربارهی آفرینش و نسبت انسان و خداوند، یکی دو روزی نگذشته بود که كامران دانشجو، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در سخنرانیای تاکید کرد که "من تنها دغدغه دين را دارم و دانشگاهها نيز بايد همين دغدغه را داشته باشند... در تفكر ليبراليسم... نتيجه سير علوم، دانشگاههاي نظامهاي غربي است كه با اين مسير حركت ميكنند و اوج آن شيطان است."
صرفنظر از اینکه افراد حلقهی اول احمدینژاد محتوای سخنرانیهایشان را دربارهی خدا و دین و شیطان و آفرینش، بر اساس چه منابعی تهیه و تنظیم میکنند، آنچه جایتامل دارد، این است که مثلا فردی که رئیس ستاد انتخابات کشور بوده و حالا با هر شیوهای توانسته وزیر علوم، تحقیقات و فناوری بشود و در جایگاهی قرار بگیرد که اربابرجوعاناش باسوادترین و پیشروترین قشر مردم این کشور هستند، به چه حقی در اولین سخنرانی خود در جایگاه وزارت علوم، دغدغههای دینی خودش را ابراز میکند؟ اگر ایشان "تنها" دغدغهی دین دارند، ایشان را چه به وزارت؟ آن هم وزارت "علوم"، "تحقیقات" و "فناوری"؟ بهتر نبود به جای ساختمان خیابان کریمخان، حکم امام جماعت یکی از مساجد تهران را به نام ایشان میزدند؟ ایشان که از غرب مدرک نگرفتهاند؛ پس از کجا دربارهی سیر علوم در دانشگاههای غربی اطلاع دارند و با منشی کردانیسممآبانه آنها را "شیطان" میدانند؟
در کدام آیهی قرآن، شناسایی شیطان به عهده رئیس سابق ستاد انتخابات کشور و وزیر علوم گذاشته شده است؟ یا در کدام روایت معصومان، نقل شده اگر کسی روزی روزگاری استاندارد تهران بود و بعدها وزیر علوم شد و از سر حوادث دوران، "دغدغهی دین" ایشان را گرفت، میتواند دانشگاهها را ملزم کند که "باید همین دغدغه را داشته باشند"؟ یا بر اساس کدام بخش از سنت پیامبر، کسی که دروغ میگوید، تقلب میکند و حقوق انسانهای مظلوم را ضایع میکند، میتواند "تنها دغدغه"اش دین باشد؟
این افراد با دقت و ریزبینی تمام، هر کدام با توجه به عملکردی که تا به امروز داشتهاند، دقیقا برای ویرانکردن حوزهی مسئولیتشان به وزارت گماشته شدند؛ اتفاقا کسی باید سکاندار وزارت علوم بشود که دکترای جعلی دارد؛ اتفاقا کسی باید در این صندلی بنشیند و به امور فرهیختهترین اقشار این جامعه رسیدگی کند که رئیس ستاد انتخابات وزارت کشوری بوده است که احمدینژاد را از درون صندوق درآورده است. اتفاقا کسانی باید بر صدر مجلس بزرگان این کشور بنشینند که ید طولایی در تحقیر و ویران کردن این ملت دارند. بله! احمدینژاد خیلی باهوش است.
هنوز از اظهارات "ذوقی" رحیم مشایی دربارهی آفرینش و نسبت انسان و خداوند، یکی دو روزی نگذشته بود که كامران دانشجو، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در سخنرانیای تاکید کرد که "من تنها دغدغه دين را دارم و دانشگاهها نيز بايد همين دغدغه را داشته باشند... در تفكر ليبراليسم... نتيجه سير علوم، دانشگاههاي نظامهاي غربي است كه با اين مسير حركت ميكنند و اوج آن شيطان است."
صرفنظر از اینکه افراد حلقهی اول احمدینژاد محتوای سخنرانیهایشان را دربارهی خدا و دین و شیطان و آفرینش، بر اساس چه منابعی تهیه و تنظیم میکنند، آنچه جایتامل دارد، این است که مثلا فردی که رئیس ستاد انتخابات کشور بوده و حالا با هر شیوهای توانسته وزیر علوم، تحقیقات و فناوری بشود و در جایگاهی قرار بگیرد که اربابرجوعاناش باسوادترین و پیشروترین قشر مردم این کشور هستند، به چه حقی در اولین سخنرانی خود در جایگاه وزارت علوم، دغدغههای دینی خودش را ابراز میکند؟ اگر ایشان "تنها" دغدغهی دین دارند، ایشان را چه به وزارت؟ آن هم وزارت "علوم"، "تحقیقات" و "فناوری"؟ بهتر نبود به جای ساختمان خیابان کریمخان، حکم امام جماعت یکی از مساجد تهران را به نام ایشان میزدند؟ ایشان که از غرب مدرک نگرفتهاند؛ پس از کجا دربارهی سیر علوم در دانشگاههای غربی اطلاع دارند و با منشی کردانیسممآبانه آنها را "شیطان" میدانند؟
در کدام آیهی قرآن، شناسایی شیطان به عهده رئیس سابق ستاد انتخابات کشور و وزیر علوم گذاشته شده است؟ یا در کدام روایت معصومان، نقل شده اگر کسی روزی روزگاری استاندارد تهران بود و بعدها وزیر علوم شد و از سر حوادث دوران، "دغدغهی دین" ایشان را گرفت، میتواند دانشگاهها را ملزم کند که "باید همین دغدغه را داشته باشند"؟ یا بر اساس کدام بخش از سنت پیامبر، کسی که دروغ میگوید، تقلب میکند و حقوق انسانهای مظلوم را ضایع میکند، میتواند "تنها دغدغه"اش دین باشد؟
این افراد با دقت و ریزبینی تمام، هر کدام با توجه به عملکردی که تا به امروز داشتهاند، دقیقا برای ویرانکردن حوزهی مسئولیتشان به وزارت گماشته شدند؛ اتفاقا کسی باید سکاندار وزارت علوم بشود که دکترای جعلی دارد؛ اتفاقا کسی باید در این صندلی بنشیند و به امور فرهیختهترین اقشار این جامعه رسیدگی کند که رئیس ستاد انتخابات وزارت کشوری بوده است که احمدینژاد را از درون صندوق درآورده است. اتفاقا کسانی باید بر صدر مجلس بزرگان این کشور بنشینند که ید طولایی در تحقیر و ویران کردن این ملت دارند. بله! احمدینژاد خیلی باهوش است.
نظر ها (5)
-
|2009-09-13 08:24:54 ناشناسالبته دکتر کامران دانشجو دغدغه های دینی خاص خودشان را دارند.
دغدغه هایی از جنس قتل سلمان رشدی در موطن خودش به دلیل انتشار اندکی از زوایای "مستند" زندگی پیامبر اسلام.
و حالا احتمالا اینچنین دغدغه هایی را می خواهند در جامعه دانشگا های ایران بسط دهند!!
-
|2009-09-13 12:02:25 احمدگفت:این افراد با دقت و ریزبینی تمام، هر کدام با توجه به عملکردی که تا به امروز داشتهاند، دقیقا برای ویرانکردن حوزهی مسئولیتشان به وزارت گماشته شدند؛
بله همینطور است. وزارت بهداشت یکی از اصلی ترین وزارتخانه هایی است که زنان در آن شاغل هستند. اتفاقا اولین وزیر زن ایران به این وزارتخانه فرستاده شده است تا در یکی از مهمترین جبهه ها با حضور زنان در جامعه مقابله کند. وزیر زن بعدی لابد به وزارت آموزش و پرورش اعزام خواهد شد تا آنجا را از حضور زنان پاکسازی کند. الف نون خوب می داند که ضد هر چیزی در خود آن چیز است و به بهترین نحوی این کار را انجام می دهد.
-
|2009-09-13 16:33:11 مرتضیکاملاً مشخص است که بعد از دوران زاهدی که به گفته خودش زمینه سازی های اسلامی کردن دانشگاه ها تماماً شکل گرفت است حال نوبت به عملیاتی کردن این اندیشه شده است !
مصباحی کردن دانشگاه از اینرو متبادر میشود که دغدقه دین آقای وزیر نیز شدت گرفته است!
آیا در تمامی این 30 سال دانشگاه ما اسلامی نبود !؟
نظرات رهبری هم که وجود 2 ملیون دانشجوی انسانی را شاهدی برای رواج شکاکیت بر دین و مذهب می دانست مضاعف بر علتی است که باعث تفویه شدیدی خواهد بود!
این تصفیه نه بصورت انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه بلکه بصورت کنار گذاشتن مخالفین و محدود کردن علوم انسانی و تغییر تمامی مبانی در نظام آموزشی است!
دقیقاً با یک پازل روبروییم، یک پازل بد ترکیب!
Powered by !JoomlaComment 4.0 beta2
| بعدی > |
|---|



















به فرض که دغدغه های ایشان کاملا کارشناسی شده! و متناسب با جایگاه فعلی! شان باشد. چه کسی فرهیختگان و دانشگاهیان را مجاب خواهد کرد که این دغدغه ها را با جناب وزیر قسمت کنند؟!