استفاده جناح دولتی از سخنان متفاوت آیةالله خمینی، باعث می شود جنبش سبز سخنی دیگر نقل کند و دستگاه حاکم دوباره پاسخ دهد.
جنبش سبز و نقد اشتباه
محمدجواد شکری، روزنامه نیم نما
مسائلی که در زندگی واقعی، در حوزه امور شخصی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی مطرح می شوند، غالباً جنبه سیستمی و داینامیکی دارند. بدین معنا که عوامل متعددی در یک سیستم تأثیر می گذارند و این تأثیر در طول زمان باید بررسی شود و نه در یک برش از زمان به صورت استاتیک! اگر به مسائل در طول زمان نگریسته شود، چرخه های بسیاری در زندگی وجود دارد که بعضی از آن ها چرخه مخرب هستند و افتادن در آن ها نتایج بدی همراه خواهد داشت. مثال های زیر به شفاف تر شدن موضوع کمک بیشتری می کند.
زن و شوهری را فرض کنید که زن زیاد حرف می زند و مرد برای تلافی کم تر گوش می دهد. این عمل مرد باعث می شود که نتواند جواب مناسبی به صحبت های زن دهد، در نتیجه زن مجبور می شود حرفش را تکرار کند، با بیشتر حرف زدن زن، مرد باز هم کم تر گوش می دهد، در نتیجه باز هم جوابش بیشتر پرت خواهد بود، و زن دوباره حرفش را تکرار می کند و این چرخه همچنان ادامه خواهد داشت. کار به بالا رفتن صدا و دعوا و ... خواهد کشید.
رئیس جمهوری را فرض کنید که گمان می برد که افزایش قیمت کالاها نه به خاطر سیاست های مالی و پولی و حجم نقدینگی در اقتصاد، بلکه در اثر گران فروشی عده ای خرابکار رخ می دهد. در نتیجه عکس العمل او به افزایش قیمت کالاها، دستگیری و خراب کردن کسب و کار آن عده خواهد بود. به خاطر این که عده ای کسبه، دیگر کار نخواهند کرد، عرضه کم تر می شود و در نتیجه در تقاضای ثابت، افزایش قیمت بیشتری به جامعه تحمیل می شود. دوباره عده ای دیگر مورد هجوم دولت قرار گرفته و دوباره جامعه متحمل افزایش قیمت بیشتری خواهد شد.
اگر بخواهیم موادی از این دست را در جنبش سبز بررسی کنیم، می توان به همین جملات آیت الله خمینی اشاره کرد که در نقد عملکرد رهبری چندین بار به شدت در جامعه پخش شد. این جملات اینهاست:
"سپاه باید پشت مردم باشد. اصل مردمند. ارتش هم باید پشت مردم باشد. ارتش وسپاه باید بگویند: جانم فدای مردم. اگر بگوید جانم فدای رهبر انحراف است. اصل مردمند. رهبر هم جانش فدای مردم است. ما همه برای مردمیم. سپاه باید از حقوق مردم دفاع کند. پشتیبان مردم باشد.اگر بگوید جانم فدای رهبر که این میشود همان زمان شاه. پس مردم برای چی انقلاب کردند؟" *
این عمل باعث می شود که جناح وابسته به دولت از دیگر سخنان آیت الله خمینی که متفاوت با این سخن و در حمایت از رهبری و دستگاه حاکم باشد، برای مقابله به مثل استفاده کند. در برابر آن، جنبش سبز جمله و سخنی دیگر را از ایشان نقل کند و دستگاه حاکم دوباره پاسخ می دهد. تنها چیزی که در بعد از این بحث ها بر جا می ماند، این است که سخنان آیت الله خمینی به عنوان معیاری برای نقد عملکرد رهبری و دولت شناخته می شود و مسلماً این چیزی نیست که جنبش سبز در پی آن باشد. باید در نقدهای مان عکس العمل طرف مقابل و چرخه های احتمالی که در آن قرار می گیریم را به خوبی شناسایی کنیم تا به نتایج غیر مطلوب نرسیم.
___________________________________________________________________
* صحیفه نور، جلد سوم پاراگراف 132
-
|2009-11-03 10:26:51 مجید- بلی معمولا دید کلی نیست و هر کس بنا به خواست های خود سخنی را انتخاب می کند
- علی رضا جان بهتر نیست این ذوق خود را صرف یک ستون مجزا در نیم نما کنی
با این همه ذوق سرشار می تونی یه روزنامه را کلا حمایت (ساپورت) کنی
-
|2009-11-03 10:39:19 هاديبا كسب اجازه از نويسنده محترم
دوست عزيز(عليرضا)
تحليل جناب اقاي شكري يه مقدار سطحش بالاتر از فيزيك و ادبيات سطح مدرسه هست و احتياج به مطالعات بيشتري داره. شما مي تونيد با مراجعه به كتابهاي حوزه مربوط به تحليل دايناميك سيستمهاي اجتماعي از شر اوون كهيرها خلاصي پيدا كني. البته بايد تذكر بدم كه مباحث يه مقدار سنگينه و ممكنه باعث مضاعف شدن كهيرها بشه.
-
|2009-11-03 17:58:29 علیرضاجناب هادی مراتب تشکر صمیمانه و بی انتهای بنده حقیر را پذیرا باشید. شما نظر لطفتون شامل حال من شده و من رو در سطح مدرسه دونستید در حالیکه این کمینه اکابری هم نیستم. این تحلیل و این چیزها هم که فرمودید با آن اسمهای فرنگی و علوم متعالی با اکابر جور در نمیاد، همانی که گفتید می شود و کهیرهایم تشدید پیدا خواهد کرد.
بازهم از نظر لطف و عنایت شما که پنجول های مبارکتان را زحمت داده بنده و دهنم را در این فضا مورد عنایت قرار می دهید سپاسگذارم.
در عجبم از این همه محبوبیت!!!!!!!!!!
آقا من برم ملای اکابر اومد
ابجد و زبر جد و ...
دو پس بن و دو پیش بن و دو بر بن... بن بن بن
-
|2009-11-03 11:57:04 مرتضیبه فرمایشات شما بصورت فرمالیزه شده می گویند تسلسل ابطال. شکی نیست که نتیجه گیری شما از بحث کاملاً درست است اما در باب معیار یا انچه شایسته معیار دارد من معتقدم که عده ای بعد از انتخابات و تغییر اوضاع به صفوف مردم پیوستند و به خواست و آمریت سازمانی خویش سعی بر تغییر ارزش ها و یا اهداف جنبش مردم مبادرت کرده اند در صورتیکه این جنبش سبز همان جنبش قبال از 22 خرداد است و اصالت هایی که برای خود بر می شمرد نیز همان ها!
تغییر ساختار موجود را نباید با تغییر ساختاری جنبش معنا کرد.
-
|2009-11-03 18:24:10 محمد جواد شکریتسلسل ابطال رو من نشنیدم، من از دید سیستم داینامیکی بحث کردم. نمی دونم واقعا جنبش سبز یک تشکیلات منسجم و بسته و مرز بندی ویژه ای داشت که بتوانیم بگوییم کسی عضو آن هست یا خیر! اما خیلی بعید می دانم که کسانی خواسته باشند اهداف این جنبش غیر متمرکز، با رهبران متعدد را تغییر دهند که این امر اصلا ممکن نیست. بهرحال امیدوارم ما همه، در رسیدن به اهداف جنبش سبز دچار اشتباه در تصمیم گیری نشیم
-
|2009-11-03 18:33:48 مرتضیاین مهم نیست که رویکرد ما دینامیک باشد یا به لحاظ رویکرد فلسفه جامعه شناختی بدان نام تسلسل ابطال رورتی را بدهیم. این مهم است که یک ساختار که در واقع یک تز است و با دکترینی مشخص در مقابل معترضین از انتی تز خشونت بهر می برد.
نتیجه گیریمان یکی است با این حال که از دو نحله فکری جدای به این رسیده ایم.
اطلاعات عمومی:
تسلسل ابطال مفهومی است که کارل پوپر و ریچار رورتی (جامعه آزاد و فلسفه دولت مدرن) به ان ها اشراه کرده اند و با کمی اغماض همین سیستماتیکی که شما فرمودید است.
محض ارادت به شما عرض کردم والا بحث و نقل شما را بعنوان نگارنده معتبر تر می دانم.
-
|2009-11-03 12:06:14 هدیه ناصریجناب شکری اگر موافق باشید این مطلب در واقع تفسیری جامعه شناختی از این شعر است که هر کسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من
و این همان استفاده مختلف از گفتار امام خمینی است که هر دو گروه به این دلیل بدان استناد میکنند که هنوز حرمتی بر آن قایلند.
در واقع سیستم داینمیک اجتماعی همانند کهکشانی است پر از سیاه چاله ها(چرخه ها) که با جاذبه بالای خود سعی در کشش اجرام و در بحث جامعه شناختی گروه ها و طیف های مختلف به سوی خود دارند. اگر چه همواره ترسی از سیاه چاله ها وجود داشته و دارد ولی وجود آنها بی حکمت نیست و در توازن نظام هستی ضروری نیز میباشد. این گفته بدین معنی است که اگر چه نقد رهبری و پاسخ ها و عکس العمل های مربوط به آن به ورطه چرخه ای افتاده است ولی جای شکر دارد که ابن چرخه اساس و بنیانی دارد که جاذبه اش حتی اگر به صورت ظاهری باشد سیستم را به هرج و مرج نکشانده و مصیبت آن روزی است که کشش ، جاذبه و ایمان از بین رود.
-
|2009-11-03 18:26:08 محمد جواد شکریاین جمله که هنوز حرمتی بر آن قایلند، مورد شک هست. من فکر می کنم اغلب افرادی که از جملات امام برای نقد رهبری استفاده می کنند، نه به دلیل اینکه فکر می کنند اون درسته یا براش حرمتی قائلن، بلکه به این خاطر که به اونا بگن که ببینین این که امام شما هست هم اینجور فکر می کنه و این سخنش داره عملکرد شما رو نقد می کنه، وای به حال بقیه!
-
|2009-11-03 18:45:32 مرتضینمی دانم شاید ذهنیت فردی من و بر گرفته از روایتی از کلام شماست اما هم در متن و هم در این نظرتان نوعی تحقیر نسبت به امام رو احساس می کنم.
تحقیر واژه مناسبی نیست بلکه بی اعتبار و یا محور قرار ندادن افراطی بهتر منظورم را می رساند.
اما ارزیابی بنده به عنوان کسی که دانش اموخته علوم اجتماعی است و مقداری از ساختارهای برساخته و پیش ساخته هرچند ناقص و کاملا کم اطلاع دارد.تحلیلتان را نمی پذیرم.
اصالت دهی به امام نه از روی ناچاری بلکه برای نشان دادن هست بودن ها و انچه در گذشته بوده است. ما ضعف رهبر را با بازگشت به گفتمان امام داد می زنیم.
در شرایطی که بسیجیان محترم به آقای خامنه ای لقب امام خامنه ای میدهند حمله به امام مردم در واقع ندیدن مردم امام است.
این درست است که دگر اندیشی حتی راجع به امام را همگی درست و به جا می دانیم و به این اصل پایبندیم اما بی ارزش جلوه دادن اصالت ها و اعتقاد بسیاری از معترضان نوعی زاویه گرفتن از این جنبش است.
این به معنای قدسانی کردن امام نیست. من خودم مدت 3 ماه بر روی زندگی امام دقیق شده ام و میتوانم تمام اشتباهات ایشان را به وسع خودم لیست کنم که کم هم نیست. اما این دقیقاً همان نکته ای است که من از امام دوست دارم که خود میدانست که قدسانی کردنش یعنی به جهنم فرستادن نامش!
چهره ی کایزماتیک امام هنوز هم بین مردم (نه همه مردم)بین مردم از اعتبار خاصی برخوردار است.
رهبر فعلی 20 سال است که از اعتبار امام و پشتیبانه وی جامعه را اداره می کندو گرچه برخلاف سیره پیشین.
در باب انتقاد هر چه که به صلاح است گفته شود اما انچه من بی ارزش جلوه دادن امام یا غیر جدی نشان دادن ایشان میدانم را کاملاً مضر می پندارم.
-
|2009-11-03 18:50:46 محمد جواد شکریبرداشت تحقیر کردن امام از جمله من یه خوره، نگاه بدبینانه به جمله منه، من دقیقاً منظورم اینه که معتقدم کسانی که جملات امام رو معیاری برای نقد رهبری قرار میدن، خیلی هاشون با طرز تفکر امام مشکل دارن و ندانسته وارد چرخه ای میشن که بعد مدتی جملات امام برای خودشون هم معیار میشه!
حالا شما می تونی در مورد این خیلی ها با من بحث کنی و بگی که تعدادشون خیلی هم نیست، من هم فقط می تونم بگم که شهود خودم رو دارم میگم!
-
|2009-11-03 19:06:18 مرتضیفرمایشات شما را در پاسخ به انتقادم کاملاً دقیق خواندم و از تئوری که پشت نظرتان بود واقعاً مسرور شدم .بنده هم تا حدودی با شما هم کلامم که عده ای چشم بسته و امام را نشناخته تنها از روی یک عادت یا هژمونی جمعی و گروهی از کلبام امام سود می جویند.(این اتفاق به خودی خود بد هم نیست. چه ایراد دارد یک فرد اول بیاید و بعد در خود این جنبش امام را به دور از قرقرهای رسانه ملی که چهره ای ساخته از امام را که خود ترتیب میدهد بیاموزد. این بد است که دو صباح دیگر پشت کند یادش برود معیارهای ذهنی اش را)در این باب خیلی جای انتقاد نمی دانم همچنان که صبح هم در متنتان دقیق شدم به این مفهوم اما بدان اشاره نکردم چون برایم نظر شما مهم بود نه نظر خویش اما این جمله از شما:
این جمله که هنوز حرمتی بر آن قایلند، مورد شک هست. من فکر می کنم اغلب افرادی که از جملات امام برای نقد رهبری استفاده می کنند، نه به دلیل اینکه فکر می کنند اون درسته یا براش حرمتی قائلن، بلکه به این خاطر که به اونا بگن که ببینین این که امام شما هست هم اینجور فکر می کنه
مورد شک بودن حرمت یک عده از کسانی که الان امام را در بطن جنبش شناخته اند. دقیقاً همان اتهامی است که روزنامه کیهان در تاریخ 17 خرداد 88 به ستادها و مردم حامی میر حسین نسبت داد.
ایم با ان روحیه ای که شما برای کلامتان بر شمردید حداقل از لحاظ لفظی تعارض دارد.
بحث بر سر چگونگی نیست بحث در نوع توجه و کاربری است.
عرض بنده در این است که نادیده گرفتن این روحیه با واقعیت جامعه همخوانی ندارد.
من در حزب اللهی هستم و نه ان چهره ی تیپیکی که در سیمای ملی(!) از طرفداران و مریدان امام نشان داده می شود. من هم مثل شما یا هر جوان متعارف ایران امروزم(می خواهم بگویم شرایط من شرایط خاص فرهنگی نیست)
بحث را شخصی نمی کنم قصدم در نشان دادن مصداق عمومی و اجتماعی عرضم هست که در اطراف تمامی ما موجود است اگر خودمان مصداق قرار نگیریم!
-
|2009-11-03 18:54:07 امینیسخن نگارنده مبتنی بر قواعد علمی بود . قاعده ای منطقی هست که می گوید اذا تعارضا تساقطا . این را فکر می کنم همه شنیده باشید . مصداق کامل این گزاره منطقی همین جاست . ضمن اینکه اگر بناست به گفته یا گفته هایی پایبند باشیم ، سخن هر دو را به کلام خدا می سنجیم که هر دو مدعی تبعیت از آن هستند . چرا باید بازیچه بازی آنان شویم ؟
-
|2009-11-04 22:48:24 احمدیادداشت بسیار خوب و قابل توجهی است. دست روی یک نکته اساسی گذاشته اند. واقعا هم این مشکل وجود دارد که در جریان های اجتماعی بعد از مدتی امر بر خود افراد مشتبه می شود. در گام اول از یک مساله می خواهند استفاده ابزاری کنند، بعد از مدتی ناظران بیرونی به صرافت می افتند که آن ابزار به هدف تبدیل شده و به قول معروف جابجایی اهداف صورت گرفته.
خوب است این نگاه را ادامه بدهید. به نظرم ارزش دارد از همین زاویه جنبش های قبلی هم بررسی شوند. مثلا همین داستان تسخیر سفارت که قرار بوده یک نمایش دو سه روزه باشد و بعد به یک ماجرای عظیم تبدیل شده و خودشان هم باور کرده بودند که پرچمدار مبارزه با امپریالیسم در جهان اسلام شده اند. بعضی هایشان که هنوز هم در همان اوهام هستند.
-
برادر یا خواهر گرامی که نویسنده ی این مطلب و این وبلاگ هستی
از امام خمینی نقل قولی کرده ای که لازم است در مقام پاسخ چند نکته عرض کنم.
شما اگر دانشجو باشید میدانید که رفرنس دادن از یک منبع و یا کلام شیوه ی خاص خود را دارد. و هیچ عقل سلیمی اینگونه که شما رفرنس دادید را تایید نمیکند: "خميني، صحيفه نور، جلد سوم پاراگراف 132"
نکتهی دوم که عزیز دل من که شما اگر به صحیفه حضرت امام رجوع کنید چنین مطلبی را در صحیفه نخواهید یافت:
http://www.imam-khomeini.com/spDefaultBlue/default.aspx?page=Document&app=Documents&docId=11749&docParId=11661
نکته س سوم اینکه جلد سوم صحیفه مربوط به بیانات حضرت امام قبل از پیروزی انقلاب اسلامی می باشد و در آن زمان سپاه پاسدارانی تشکیل نشده است که حضرت امام بخواهند انحرافات آن را گوشزد کند !
شما مرتکب اشتباه شدید و این اصلا اشکال ندارد بلکه میتوان آن را جبران کرد.
متاسفانه شما اولین و آخرین کسی نیستید که این مطلب را در وبلاگها و سایت ها کپی میکند و ما به عنوان یک جوان عاقل ایرانی باید به منبع حرفهایی که میزنیم و در ووبگاهمان منتشر میکنیم آگاه باشیم.
مطمئنا یک مغرض بی سواد این مطلب را نوشته و امتی بدون اینکه بصیرت داشته باشند آن را کپی کرده و منتشر میکنند.
شما میتوانید بهتر از این باشید. به جای اینکه در چاه و دام افرادی بیفتید که مغرضانه و بدون منطق هناد میورزند می توانید تعقل کنید.
التماس دعا در ایام محرم.
یاعلی
| < قبلی |
|---|






















g= 3.14
آقا ما بگيم؟ آقا ما بگيم؟ در كتاب وظيفة الگوش في ابواب البناگوش حكيم ابوالمحمود منصور دوانيقي آورده است روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خواست( خواست نه بچه... خاست) چون عقاب خاست(خواست نه پسرم... خواست) كه كودكانش را غذايي بيارايد پرتابه به او خورد و زياد جلو نرفت. در متون آورده اند كه اندكي كمتر از يك زراع رفته بود. همچنين در كتاب القانون في بلاد المجنون آورده اند عقاب سوختش پايان يافته بود. اورانيوم غني شده بر او نرسانيده بودندي. گفته شده آژانس بين المللي سوخت هاي غير معدني ماشين نداشته سوخت را با الاغ فرستاده، سوخت به موقع به عقاب نرسيده.
آفرين پسرم. خيلي عالي بود. بچه ها دقت كرديد؟ از دوستتون ياد بگيريد. مي بينيد چه قدر خوب جواب سوال ها رو مي ده. من آينده روشني را براي تو پيش بيني مي كنم...
مهوش، پريوش، غلط كرد شوهر كرد...
بچه ها كسي دكتر خوب سراغ نداره؟ كهير به مغزم رسيده، كله ام داره مي شه فطير...