
قطع پخش ماهوارهای شبکه العالم در کشورهای عرب زبان با اظهار نظر وزیر امور خارجه ایران به بحران دیپلماتیک تبدیل شد. اما اهمیت این مساله در چیست؟
ژانگولر ایرانی - تشویق عربی، و ماجرای نمایشخانهای که تعطیل شد
احمد صداقت، روزنامه نیمنما
احمد صداقت، روزنامه نیمنما
روز سهشنبه منوچهر متکی وزیر امور خارجه ایران، قطع پخش ماهواره ای العالم را غیرقانونی خواند و عملا این مساله را به تنشی در بالاترین سطوح دیپلماتیک تبدیل کرد(متن خبر ). هنوز هیچ دلیلی از سوی صاحبان "نایلست" و "عربست" برای این اقدام ذکر نشده است (خبر اولیه )، اما شدت واکنش ایران به این موضوع عجیب و سوال برانگیز بوده است. به راستی چرا قطع پخش یک شبکه از دو ماهواره خاص میتواند تا این حد جنجال بهپا کند؟
پاسخ به این سوال دشوار نیست. کافی است به این مساله فکر کنید که انگیزه حاکمان ایران از اینهمه قهرمان بازیهای سیاسی چیست؟ مخاطب آنها کیست؟ و کدام منبع انگیزشی آنها را به ادامه کارشان تشویق میکند؟
از نظر من بخش اعظمی از فعالیتهای حاکمان امروز ایران، رفتارهایی نمایشی هستند و برای کسانی که رفتار نمایشی دارند، از دست دادن مخاطب به معنای مرگ هویت و موجودیتشان است.
از قدیم گفتهاند که "مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد". این سخن نغز و پر معنا، در نظریههای جدید رفتاری، بیش از همه با نظریه اسکینر تطابق دارد، آنجا که تقویت مثبت را عامل افزایش فرکانس عمل میداند و خاموشی را عامل کاهش فرکانس عمل.
حال به مساله از این منظر نگاه کنیم. حاکمان کنونی ایران همان کسانی هستند که در دهه پنجاه و شصت میتوانستد با اجرای نمایشهای حماسی از نوع دونکیشوتی (فردینی! )، سنگ مبارزه با استکبار جهانی و ایادیاش را به سینه بزنند و از نفسِ گرم مخاطب "همیشه در صحنه "شان، جان بگیرند و نیازهای سیری ناپذیرشان برای جلب توجه را سیراب کنند. اما در سالهای پس از جنگ، سوءمدیریت این افراد، مردم ایران را به جان آورد و رشته لافزنیهایشان پنبه شد تا جایی که این رفتارها، به جای تحسین و تشویق ایرانیان، با طعنه و نفرت ایشان پاسخ داده شد.
بدینسان این شخصیتهای نمایشی، برای ارضای نیازهای خود برای جلب توجه و تشویق، به جهان عرب رو آوردند. راهی که پیش از آنها سرهنگ معمر قذافی و صدام نیز در آن گام نهاده بودند.
حالا حاکمانی را تصور کنید که از بهبود وجههشان در میان مردم خودشان ناامید هستند، تنها دلخوشیشان این است که ملل محروم جهان برایشان هورا میکشند. اینطور است که برای انتشار گزافهگوییهایشان در میان مردم مفلوک و ساده، رسانههای ماهوارهای راه میاندازند و هر روز که در جایی درباره نبرد با "آسیاب بادی" به سخن سرایی میپردازند، تا فردا خوابشان نمیبرد تا بدانند که عربهای کوچه و بازار، چه واکنشی نسبت به این لافزنیها نشان خواهند داد.
حالا سرایدار هتلی را تصور کنید که بدون اجازه رئیس، عوام الناس را در سالن اجتماعات جمع کرده است و برای آنها ژانگولر بازی میکند، ادای کارکنان و مشتریان هتل را درمیآورد و تماشاچیهایش را از خنده رودهبُر میکند. مردم بیکار هم از این تفریح مجانی غرق در قهقهه و شادی هستند و به ریش صاحب هتل میخندند. در همین حین، رئیس و تعدادی از کارکنان و مشتریان هتل آمدهاند و از پشت صحنه یواشکی به سرایدار اشاره میکنند که تو اینجا چه کار میکنی؟ و اینها کی هستند که دور خودت جمع کردهای؟ دلقک ماجرا که حالا از خنده و توجه حضار، کاملا مست و از خود بیخود شده، شروع میکند به مسخره کردن آنها. اما ناگهان کسی کلید را میزند و پرده بسته میشود.
حالا دیگر دلقک بازی فایدهای ندارد. قهرمان داستان یکباره متوجه میشود که هرچقدر ژانگولربازی کند، صدای خنده و تشویق کسی به او نمیرسد. از این بدتر، تازه میفهمد که در حلقه کارکنان و مشتریان هتل گرفتار شده و باید پاسخگوی رفتارش باشد.
قطع رسانههای عربی جمهوری اسلامی، یک اتفاق ساده نیست. دلقک، نفسش را از مخاطبش میگیرد و دلقکبازی بدون مخاطب نمیشود.
__________
ژانگولر لفظ فارسی شده ژانگلور (jongleur) است.
نظر ها (6)
-
|2009-11-12 06:23:12 امینیالحق و الانصاف بسیار از این نوشته لذت بردم . هم از دیدگاه و هم از بیان . من مصاحبه مدیر احتمالا لبنانی تبار شبکه العالم را از یک شبکه خارجی گوش می دادم . با شدت و حدت مخصوص عرب ها با آن دست تکان دادن های عجیب و غریب دم از دمکراسی و آزادی بیان و نفی محدودیت آن و گردش آزاد اطلاعات و لزوم خبر رسانی و اجتناب از تک رسانه ای بودن می کرد . یادش رفته بود این مواهبی را که شماره می کرد از جانب مالکان شبکه بر ملت ایران حرام و ممنوع شده است . او دانسته بود کم کم دوران آن می رسد که نردبان دمکراسی که پس از صعود آن را بر زمین می اندازند از زیر پای حضرات کشیده شود .
-
|2009-11-12 15:13:14 عباستصویر سازی نقش آفرینی سرایدار هتل بسیار هنرمندانه بود. این روزها خبرهای ضد و نقیضی در باره ی "العالم" به گوش می رسد. آیا عدو می تواند سبب خیر شود؟!
-
|2009-11-12 16:57:50 عالیهبسیار استادانه یک ضرب المثل فارسی، نظریه روانشناسی، تعبیری از نمایشهای حماسی رو در کنار هم و در تحلیل یک موضوع سیاسی بکار بردید.
جالبه! چقدر اینروزها ماهواره و قطع و وصل برنامه های ماهواره ای و پارازیت ها و غیره خبرساز شده!
-
|2009-11-12 21:15:58 مرتضیکاملاً درست و تعابیر جالبی استیصال کودتاگران را به نمایش کشدید.
فکر می کنم این واکنش حیرت انگیز بیشتر به خاطر این باشد که اولاً ما به قول شما مخاطب جهان سومی اندکی هم که داشتیم از دست دادیم و در درجه دوم به این علت که اعراب از این قطع ماهواره ای بصورت مستقیم و غیر مستقیم حمایت و استقبال کرده اند.
-
|2009-11-12 22:53:05 رويا - re:احمد نوشت:حال به مساله از این منظر نگاه کنیم. حاکمان کنونی ایران همان کسانی هستند که در دهه پنجاه و شصت میتوانستد با اجرای نمایشهای حماسی از نوع دونکیشوتی (فردینی! )، سنگ مبارزه با استکبار جهانی و ایادیاش را به سینه بزنند و از نفسِ گرم مخاطب "همیشه در صحنه "شان، جان بگیرند و نیازهای سیری ناپذیرشان برای جلب توجه را سیراب کنند. اما در سالهای پس از جنگ، سوءمدیریت این افراد، مردم ایران را به جان آورد و رشته لافزنیهایشان پنبه شد تا جایی که این رفتارها، به جای تحسین و تشویق ایرانیان، با طعنه و نفرت ایشان پاسخ داده شد.
.
خب مگه الان هم همينكار رو ندارن ادامه مي دن و همينكار رو همچنان مي كنن؟هنوز بازار استكبار ستيزي داغه كه! مردم عادي رو هم هنوز با همون حربه ها به هيجان ميارن و مي كشونن تو كوي و برزن...
Powered by !JoomlaComment 4.0 beta2
| بعدی > |
|---|


















