
"کردانیسم" با مفهوم عمومی تلاش برای اخذ مدرک علمی غیرواقعی، واژه ی نوسازی بود که پس از جعل مدرک دکتری توسط علی کردان، وارد فرهنگ ایران شد.
علی کردان درگذشتعباس ناصری، روزنامه نیم نما
علی کردان، نامی است که نیازی به توضیحات اضافه ندارد و سرانجام دیشب پس از یک ماه دست و پنجه با بیماری درگذشت. پایگاه خبری-تحلیلی تابناک
اولین منتشر کننده ی این خبر بود و بعد از آن
سایر پایگاه های خبری نیز به مرور و
با ادبیات مختلف از اتفاقی که دیر یا زود انتظارش می رفت، خبر دادند.
از سرطان خون و خونریزی های داخلی، آنفلوانزای نوع A، دو نوبت سکته ی مغزی و همچنین اثرات مواد شیمیایی دوران جنگ، در گزارش پایگاه های خبری، به عنوان دلایل مختلف مرگ علی کردان نام برده می شود؛ اما دلیل مرگ وی هرچه که باشد، هم اکنون او از دنیا رفته است. دیگر نه صحبتی از پرونده های فساد اخلاقی و مالی او در میان است و نه از جعل مدرک او. حتی از ایفای نقش پشت پرده اش در دولت دهم نیز دیگر صحبتی به میان نمی آید. فعلا همه و همه درگیر فضای احساسی حاکم بر این خبر،
مشغول به آرزوی آمرزش برای کسی که نباید از مرگش خوشحال شد هستند و پیش بینی هایی از اظهار نظر محمود احمدی نژاد (یگانه حامی وی که اکنون در سفر به آفریقا به سر می برد) در خصوص مرگ وی انجام می شود.
اما در کنار مرگ کردان، باید به زنده بودن حواشی وی نیز اشاره کرد.
"کردانیسم" واژه ای بود که پس از جعل مدرک توسط وی و دروغ های مکرر و تعجب برانگیز متناوب وی در خصوص مدرک دکتری (و بعدها حتی در مورد مدرک کارشناسی ارشد و کارشناسی اش) و همچنین اقدام به فریب نمایندگان برای انصراف از استیضاح وی در دو نوبت، در فرهنگ ایران وارد شد. اشاره ی مستقیم واژه ی "کردانیسم"، به پلیدی و پلشتی ذات افعالی همچون جعل، دروغ، سرقت علمی، رشوه، فریبکاری و... است که متاسفانه در
قائله ی مدرک تحصیلی وی شاهد بسیاری از این موارد بودیم و آش اینقدر شور بود که حتی اصولگرایان سنتی را نیز به جنب و جوش وادار کرده بود. امروز، کردانیسم که بر وجود عناوین علمی غیرواقعی در میان مسوولین رده بالا، سرقت های مکرر علمی برخی از ایشان، و البته فریب اذهان عمومی توسط ایشان (با کمک صدا و سیما) اشاره ی مستقیم دارد، نه تنها در نگذشته است، که با قدرت هرچه تمام تر، در حال ریشه دواندن در میان دولتمردان است. آنطور که از شواهد و قرائن بر می آید نیز، بیماری های معمول بشری را یارای از پا اندازی این دیو مهلک نیست و باید برای درگذراندنش اعلام بسیج عمومی کرد. یک همکاری و همراهی عمومی، برای ریشه کن کردن کردانیسم از فرهنگ ایران و سوزاندن ریشه های دویده شده ی آن در میان زندگی عوام الناس ایرانی.
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد / هم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوم محنت ازپی آن تا کند خراب / بر دولت آشیان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام ناگهان / بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص وعام / بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز / این تیزی سنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد / بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت / این عوعو سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست / گرد سم خران شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت / هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت / ناچار کاروان شما نیز بگذرد
ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن / تاثیر اختران شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید / نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
بیش از دو روز بود از آن دگر کسان / بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم / تا سختی کمان شما نیز بگذرد
در باغ دولت دگران بود مدتی / این گل، ز گلستان شما نیز بگذرد
آبیست ایستاده درین خانه مال و جاه / این آب ناروان شما نیز بگذرد
ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع / این گرگی شبان شما نیز بگذرد
پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست / هم بر پیادگان شما نیز بگذرد
ای دوستان خواهم که به نیکی دعای سیف / یک روز بر زبان شما نیز بگذرد