بيماري سالك خرمشهر را در نورديده است. مردم در كمبود دارو، چشم اميد به رسيدگي به وضعيتشان دارند. خبر به رسانهها ميرسد و اذهان عمومي كنجكاو ميشوند و حالا نوبت دولت خدمتگزار ميشود...سلامت مردم فداي مصلحتانديشي حماقتبار
رويا دلشاد، روزنامه نيم نما
تمام اين حقيقت تلخ را در يك نيمصفحهي خبر ميتوانيد به وضوح بخوانيد و قضاوت كنيد. قصهاي كه آن قدر تلخ است كه تصور كني شايد مشمول سفر زمان شده و از ساليان سال پيش، از دوران محروميت و نابساماني قرنهاي گذشته، به امروز سر خورده است. اما ايمان داشته باشيد كه حقيقتي است متعلق به همين روزهاي يكي از شهرهاي محروم اين مرز و بوم. و چه كسي باور ميكرد روزي بيان مشكلات خطهاي از اين مرز و بوم، اتهامي باشد به نام سياه نمايي و تشويش اذهان عمومي؟
شرط بقا، كتمان بلايي كه بر سر مردم ميآيد
و اين است قصهي دراز كتمان حقايق در جامعه اي كه بايد اخلاق، حرف اول را بزند.كه بر اساس دين اسلام، صداقت و راستگويي، و عدم كتمان حقايق و رسيدگي به امور مردم از مباني اخلاقي تاكيده شده در مراودات بين مردم و حاكمان است.
اما سرنوشت معيشت و زندگي و مشكلات مردم كه به سياسيانديشي و مصلحتانگاري گره بخورد سرنوشتي جز اين نميشود متصور بود كه مدتي است در حال اجراست. كه برنج خارجي وارد مملكت شود. يكي از سازمانهاي مسوول، ناسالم بودن و مضر بودن آن را علني كند، مستندات و مدارك آن نيز به مردم عرضه شود. وزارتخانهي متصدي سلامت مردم خبر را تكذيب كند و شهر را در امن و امان گزارش دهد. مذاكرات دو طرف و پافشاري بر مستندات خود، رسانهاي و جدي شود و بعد از مدتي كش و قوس و مجادله بين سازمانها و نهادهاي مختلف، بيانيهاي صادر شود به ظاهر مبني بر بياساس بودن مجادلات و آتش بس بر سر مورد مجادله و در اصل توافقي براي چشم بستن بر منافع مردم.
آلودگي برنجهاي بخشي از شمال كشور بر مسوولان محرز ميشود. در حدي كه مسوولين مطلع در بين خود، همديگر را از استفاده از برنج اين خطه برحذر ميدارند، اماقبل از اينكه مساله به مرحلهي رسانهاي شدن برسد، مسوولان با تاكيد بر مصالح پيش روي نظام، و لزوم آرامش مردم، بر مساله سرپوش بگذارند و انتشار خبر را ممنوع و هرگونه خبر آلودگي را به شدت و حدتي رد كنند كه بعد از مدتي لابد خودشان هم باورشان بشود كه شايعه بوده و بس!
و حالا برگ ديگري ورق بخورد از كتمانهايي كه ديگر اين روزها بخشي از زندگي جامعه ي كتمانگراي ايران شده است، كه قرار بود دولتمرداني صادق داشته باشد كه به نفع عامهي مردم قدم بردارد و بهخصوص در راستاي احقاق حقوق پايمال شدهي ضعفا، فروگذار نكند.
تلاشي از جنسي ديگر
و در مقابل، اين روزها نگرانيهاي مردم نيز عوض شده است. نه كسي ديگر پيگير بيعدالتي و شوخي بزرگ خوشه بندي مردم است، و نه كسي دل به سود سهام عدالت خوش ميكند. نه كسي ذهنش درگير مسكن 99 سالهي مهر است و نه دنبال وامهاي زودبازده هستند و نه حتي به دنبال رساندن نامهاي به دكتر احمدينژاد كه در سفرهاي استاني در صف پاكتهاي رتبهبندي شدهي مبلغ داري قرار بگيرند كه با اشارهي وزرا به هر نفر از پاكتي مخصوص صله داده ميشود.
اين روزها حتي ديگر كسي به دنبال افشاي نام مفسدان بزرگ اقتصادي و يا حتي عوامل مشكوك به فساد اقتصادي نيست. اين روزها مردم به دنبال راهي براي زنده ماندن هستند. چه از بيم وصلههاي محاربه و تشويش اذهان عمومي و توهين به مقدسات ... و چه از بيم اقسام بلاهايي (از جنس مباحث فوق) كه همچون زهري قطرهچكاني به ملت تزريق ميشود.
تا شايد روزي كه آبلهي عملكرد سياستمداران غره اما بياخلاق اين روزها، ترك برداشت و بوي تعفنش از چركين،زخمهاي اقتصاد اين مرز و بوم هم فراتر رفت و بوي اشمئزازي محصور نشدني سرتاسر جامعه را فراگرفت، كم دردتر از غصه قالب تهي كنند. مردماني كه دوست دارند در خاطر جهانيان ثبت شود كه براي زندگي و زندهماندن، فقط به اقتداي صداقت و راستي مبارزه كردند تاپاي جان و انكار شدند تا پاي مرگ...
نظر ها (4)
-
|2010-02-02 02:41:02 امینیچه روزهای سخت و تلخی را در روزگاری سخت تجربه می کنیم . همه ی ما . هر کدام به شکلی . قرار بود ژاپن اسلامی شویم . یادتان می آید ؟ حالا دسته بندی مان می کنند در خوشه های ناکامی اقتصادی که با گروکشی انتخاباتی نسخه اش را می پیچند ! چه گناهی کرده ایم ما به درگاه خدا ؟ چه گناهی مرتکب شده ایم که ناعادلانه چنین بر ما می رود ؟ حالا ملتی را می خواهند گرفتار هزار مصیبت که تازه سر کج کند برای آن که آخر برج از مرحمتی دولت آخر الزمانی پولی که از جیب ملتش برداشته با منت به حسابش بریزد . آنوقت همان پول را خرج ناکار آمدی دولتی کند که نه بهداشت و درمانش درست است ، نه زیربناهای اقتصادی اجتماعیش درست است ، نه آموزشش درست است نه راهش درست است . نه ساختمانش درست است و نه ... ولی تا بخواهی داغ و درفشش به کار است بر هر اعتراض مسالمت آمیز و هر درخواست عادلانه . و هر خواسته حق طلبانه . در بوق کرنا است عدالت و شفقت اسلامیش در تمامی بلاد اسلام که نه ، حتی بلاد کفر اما مردمش از درون میسوزند و آب می شوند . خانم دلشاد بیادمان انداختید که هستیم . متشکر .
-
|2010-02-02 10:42:14 نرگسروياي عزيز
اگر بگرديم از اين دست موارد در اين كشور و در شهرهاي دور و نزديك بسيار پيدا ميشود . مساله اينجاست كه در شرايط كنوني ، مطرح كردن هر مساله اي چه اقتصادي چه اجتماعي يا هر چه باشد به سياست ربط پيدا خواهد كرد !
اين چند روزه درگير سفر مديرعامل وزارتخانه هستيم به اداره كوچك خودمان ! كاش بودي و مي ديدي چه مي رود بر مديران اداره در اين دو هفته اخير و چه هزينه ها انجام ميشود كه نكند ايرادي بر سيستم مديريتي شان واردشود! دريغ از ذره اي درك مديريتي از اين علماي علم مديريت ! آنوقت يك مادر سرپرست خانوار كه هزينه بزرگ كردن فرزندانش را بدون پدر و تنها با كارگري در منازل ديگران به دست اورده ، براي يك ميليون وام ازدواج فرزندش چقدر سختي بايد تحمل كند !
دچار حالت اشمئزاز شده ام به شدت از همه چيز !
Powered by !JoomlaComment 4.0 beta2
| بعدی > |
|---|


















